Ma vie quotidienne

یادداشت های روزانه

Ma vie quotidienne

یادداشت های روزانه

آخرین مطالب

کتابهای خوانده شده 1

يكشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۲۵ ب.ظ
اول میخواستم بیام یکمی راجع به کتابهایی که گفتم بنویسم ولی هرچی فک کردم نمیدونم از چیش بنویسم، مثل یه فیلمه که بخوای واسه کسی که ندیده تعریف کنی خب هرکاری بکنی نمیتونی قشنگ ماجرا رو توضیح بدی جز اینکه واقعا" آدمی باشی که توصیف کردنت خوب باشه که من متاسفانه همچین آدمی نیستم. این شد که تصمیم گرفتم بیام چند خط از اون کتاب رو عین خود متن بنویسم، اینجوری گفتم شاید بهتر باشه :|

کتاب اول کتابی ست از چارلز دیکنز بنام "داستان دوشهر" و ترجمه ابراهیم یونسی:

"گاهی مواقعی که ناخوشیی طاعونی همه جا گیر می شود، بعضی از ما کششی درخود نسبت به این مرض احساس می کنیم و سخت مشتاقیم بر اثر ابتلاء به آن از جهان برویم. همه ی ما این تمایل عجیب را درخود نهفته داریم و فقط شرایط و مقتضیاتی لازم است که آن را رو کند و عیان سازد."

کتاب دوم هم رمانی ست کوتاه از جان اشتاین بک بنام "مروارید" :

"عجیب است که شهرهای کوچک، مسیر خود و ساکنانشان را نگه می دارند و دنبال می کنند. اگر مرد یا زن یا کودک یا بچه شیرخواری برخلاف عادت گامی بردارد، هیچکس بدو توجهی ندارد. هیچ کوششی علیه او بعمل نمی آید. هرگز کسی از بیماریش آگاه نمی شود و از هیچ کارش آرامش اخلاقی شهر بهم نمی خورد و جریان آرام امور شهر همچنین ادامه می یابد. چنین عنصری بوجود می آید، زندگی می کند، نابود می شود و خاطره او در خاطره ی هیچکس باقی نمی ماند. اما اگر کسی از حال عادی و رسوم معمولی پا فراتر نهد و اندیشه ها و عادات معمولی را نادیده انگارد، سلسله اعصاب ساکنان شهر تکان می خورد و جریان ویژه ای در ستون فقرات شهر ایجاد می شود و هر یک از افراد به "همه" می پیوندند.
  • ۹۴/۱۱/۱۱
  • muha mmad

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">